بی تو ای ماه فروزان نه شب از روز شناسم نه خود از روح غريبم

 بی تو پر ميکشم از ژرفای احساس درونم

 می روم تا اوج دريای جنونم

 با تو چون نور سپيدی که ز مهتاب تراود

 شاد و گلگون 

 به تمنای نيازی نغمه خوانم

 که از اول هست کردی هست مارا گره خورده با وجودت

 چون پرستو

 با نگاهی خاص و آرام

 به تماشای نگاهت پراميدم.

 

وقتی به نگاه مظلومت و دو چشم خيس تو می انديشم

وقتی که چهره پاک و صادقت را به ياد می آورم

آنگاه که قطره های آبی الماس در دريای صدف گونه چشمانت موج می زند

آنگاه که اشکهای مظلومانه مادری تو را چنين می شکند

هر گاه به غصه و غم دل زيبای تو که اکنون ديوارهای تاريکش او را در حصار خود گرفته اند

می نگرم

هر گاه احساس آرزوهای قشنگت را در دلم می شمرم

چشمهايم ناخودآگاه به بلندای آسمانها خيره می شوند

به او دل می بندم که چه بزرگ و صبور و مهربان دلی دارد

دوست دارم بگويم من فدای همه دلهای صادق شکسته مظلوم

دوست دارم بنويسم هستيم فدای او که از همه مهربان تر است

اما سالها بايد ببيند و تحمل کند و آه درون را در سينه پر تابش بفشارد

دوست دارم فرياد بزنم که دل ديگر گنجايش درد ندارد

که نمی خواهم مثل آنها که رفتند بروم بی آنکه تو بيايی

جاده باريک و دره بس عميق

و بدون تلالو پنهانت سقوطمان حتمی است.

                                           رها

/ 7 نظر / 15 بازدید
جام

سلام . خيلی عاليه . منتظر خوندن شعرهای بعديتون هستم..علی علی

Sara

خیلی بلوگ قشنگی داری ...خسته نباشی... شعرهای خیلی با معنی و پر محتوا هستن... خوشحال می شم به منم سری بزنید... شاد باشید یا علی

ilya

خودت همهء گفتنی رو گفتی...يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور....

بهاره

سلام نوشته هات هم مثل روحت آسمونیه موفق باشی

مهری

سلام اگر اجازه بدید شعرهاتون رو توی مجله ادبی دانشگاه وارد کنم با تخلص خودتون اگر موافقید به من پی ام بدید

Heaven Searcher

دوست دارم فرياد بزنم که دل ديگر گنجايش درد ندارد !!!راستی سلام... خيلی وقته اينجا نيومده بودم .... بعد از حدود ۸ ماه آپديت کردم .. اگه وقت داشتی يه سری برن !! فعلا يا علی